- چاپ متن- چاپ متن
DDR

جمهوری دموکراتیک آلمان در سال 1949 در منطقۀ تحت اشغال اتحاد شوروی در آلمان و در بخش شرقی برلین تأسیس شد و تا 2 اکتبر 1990 پابرجا بود. این کشور جزیی از بلوک شرق بود که تحت سیطرۀ شوروی قرار داشت. در قیام تودهای سال 1953 تظاهراتی در سرتاسر کشور برگزار شد که توسط نظامیان شوروی و با کمک پلیس خلقی DDR با خشونت سرکوب گردید.


اتحاد مجدد

با سرنگونی صلح آمیز حاکمیت در جمهوری دموکراتیک آلمان زمان اتحاد مجدد دو آلمان فراررسید. در تابستان 1990 مذاکرات در مورد قرارداد اتحاد در برلین آغاز شد. در 3 اکتبر 1990 جمهوری دموکراتیک آلمان بر اساس اصل 23 قانون اساسی به محدودۀ اعمال حاکمیت جمهوری فدرال آلمان پیوست. در روز 2 دسامبر 1990 اولین انتخابات سرتاسری مجلس فدرال (بوندستاگ) برگزار شد.


اتحادیۀ آلمان

اتحاد سست دولتهای مستقل آلمان و شهرهای آزاد در سال 1815 در کنگرۀ وین تشکیل شد. این اتحادیه در ابتدا 41 و در نهایت 33 عضو داشت . هدف این کنفدراسیون قبل از هرچیز حفظ امنیت داخلی و خارجی کلیۀ اعضایش بود. اتحادیه فقط یک رکن داشت: مجمع فدرال که مقر آن در فرانکفورت بود. اختلاف بین اتریش و پروس، که از اواسط قرن نوزده تشدید شده بود، به حیات این اتحادیه پایان داد. اتحادیه در سال 1866 منحل شد.


امپراتوری رومی مقدس

نام امپراتوری که از سال 962 با تاجگذاری اوتوی اول از امپراتوری فرانک شرقی ایجاد شده و از سال 1512 بهطور رسمی "امپراتوری مقدس رومی ملت آلمان" نامیده شد، از یکسو مبین اعمال حاکمیت در عصر بعد از دوران آنتیک و "امپراتوری روم" بود و از سوی دیگر میبایست نقش سلطنت کلیسایی را برجسته کند. این "امپراتوری" بیش از هشت قرن دوام آورد تا اینکه فرانتس دوم از خاندان هابسبورگ در سال 1806، مدت کوتاهی بعد از ایجاد اتحادیۀ راین و بنا بهخواست ناپلئون تاج شاهی را بر زمین گذاشت.


انقلاب صلحآمیز

شهروندان DDR با انقلاب بدون خشونت و خودجوش از پایین در پاییز 1989 در عرض چند هفته قدرت را از آن خود کردند. در روز 9 نوامبر 1989 دیوار برلین، که سمبل جدایی آلمان و نماد جنگ سرد بود، فروریخت. هجوم دسته جمعی شهروندان DDR از طریق ورشو، پراگ و مرز مجارستان بهاطریش که در آن زمان تازه باز شده بود، برای خروج از کشور و تظاهرات گسترده، بهویژه در لایپزیگ، اعتراضات علنی شخصیتهای معروف و حامیان حقوق شهروندی و خواست روزافزون آزادی سفر مقدمۀ فروریختن دیوار بود.


اوتو فن بیسمارک (1898-1815)

ایجاد اتحادیۀ آلمان تحت سیطرۀ پروسیها هدف اعلام شدۀ سیاستمدار اوتو فن بیسمارک بود، که در سال 1862 از جانب ویلهلم اول به عنوان رییسالوزرا برگزیده شد. بعد از جنگ 1866 علیه اطریش اتحادیۀ آلمان منحل شده و اتحادیۀ شمال آلمان از بههم پیوستن 17 دولت کوچک آلمانی تحت رهبری پروسیها تأسیس شد. پیروزی بر فرانسه در سالهای 1871/1870 به ایجاد دومین امپراتوری آلمان (رایش دوم) و اعلام ویلهلم اول بهعنوان قیصر در کاخ ورسای انجامید. بیسمارک رییسالوزرا باقی مانده و همزمان با آن منصب صدارت عظمای رایش را بهعهده گرفت. رایشتاگ به عنوان مجمع نمایندگان انتخابی مردم با - اختیارات محدود – مجددا تشکیل شد. بیسمارک سرکوب کینهتوزانۀ لیبرالهای چپ، کاتولیکهای سیاسی و سوسیال دموکراسی را آغاز کرد ولی در عینحال طی سالهای دهۀ 1880 بهتصویب مترقیترین قوانین اجتماعی در اروپا اهتمام ورزید. اختلافات با قیصر ویلهلم دوم که از سال 1890 برگزیده شده بود، به برکناری "صدراعظم فولادین" منجر شد.


برلین در "دهۀ بیست طلایی"

دوران رشد اقتصادی و آرامش سیاسی بین سالهای 1929- 1924 به دورۀ کوتاهی از شکوفایی منجر شد که بیش از هرجا در پایتخت رایش، برلین، قابل لمس بود. این کلانشهر بهیکی از مراکز فعالیتهای فرهنگی و علمی اروپا تبدیل شد. پیشرفت در زمینههای فنی و شوق برای نوآوریهای هنری در معماری، تئاتر، ادبیات و سینما به زندگی شور میبخشید. بحران جهانی اقتصاد در سال 1929 نشانۀ پایان "دهۀ بیست طلایی" و سقوط جمهوری وایمار بود.


جمهوری وایمار

در روز 9 نوامبر 1918 سیاستمدار سوسیال دموکرات فیلیپ شایدمان جمهوری را اعلام کرد. این جمهوری بعدها بهنام شهری که مجلس ملی مؤسسان در آن اجلاس خود را برگزار کرد، جمهوری وایمار خوانده شد. در دورۀ جمهوری وایمار (1933- 1919) رایش آلمان – کشوری که کماکان بههمین نام خوانده میشد – دارای حکومتی فدرالی و دموکراتیک بود، ترکیبی از نظام دولتی مبتنی بر رییس جمهور منتخب و پارلمان. این دومین تلاش برای تثبیت یک دموکراسی لیبرالی به سبک غربی در آلمان نیز به شکست انجامید. جمهوری وایمار که از درون پاشیده شده بود با کسب قدرت توسط ناسیونال سوسیالیستها، که به یک دیکتاتوری خودکامه انجامید، پایان یافت.


جنگ جهانی اول

جنگ جهانی اول (1918- 1914) در ابتدا بین رایش آلمان و اتریش- مجارستان از یکسو و قدرتهای متحد فرانسه، بریتانیای کبیر، روسیه و صربستان آغاز شد. در جریان جنگ سایر حکومتهای اروپایی، آسیایی، آفریقایی و امریکایی نیز در جنگ وارد شدند. ورود ایالات متحدۀ امریکا بهاین جنگ در سال 1917 نقشی تعیین کننده در سرنوشت آن داشت. این جنگ به قیمت جان 15 میلیون انسان تمام شد. دگرگونی سیاسی پیآمد فروپاشی نظامی رایش آلمان بود: قیصر ویلهلم دوم بهدنبال انقلاب نوامبر 1918 اعلامیۀ کنارهگیری خود را امضا کرد. سلطنت جای خود را بهجمهوری داد.


جنگ دوم جهانی

در روز اول سپتامبر 1939، در ساعت 45/4 هیتلر بدون اعلان جنگ بهکشور همسایه لهستان حمله کرد. بهدنبال این حمله بریتانیای کبیر و فرانسه بهآلمان اعلان جنگ دادند. جنگ دوم جهانی که به قیمت جان شصا میلیون نفر تمام شد، شروع شده بود. اغلب قربانیان – قریب 25 میلیون نفر – از اهالی اتحاد شوروی بودند. با شکست استراتژی حملۀ برقآسا در دروازههای مسکو و ورود ایالات متحده امریکا بهجنگ به سیاست توسعهطلبانه و بیرحمانۀ آلمان و متحدیناش پایان داده شد. در روز 7 مه 1945 بهدستور کارل دونیتس، جانشین هیتلر، ژنرال آلفرد یودل، رییس ستاد ارتش آلمان، در مقر متفقین در شهر ریمز فرانسه اعلامیۀ تسلیم بلاشرط آلمان را امضا کرد.


رایش سوم

"رایش سوم" به دوازده سال حاکمیت ناسیونال سوسیالیستی، از 1933 تا 1945، اطلاق میشود. این دوره با انتصاب هیتلر بهعنوان صدراعظم رایش در روز 30 ژانویۀ 1933 آغاز شد و با تسلیم بلاشرط ارتش آلمان در روز 7 مه 1945 پایان یافت. "رایش سوم" مترادف تبلیغات بیشرمانۀ نژادپرستانه و ایدئولوژی ضد سامی، یکسان سازی سازمانهای سیاسی و اجتماعی، دخالت ایدئولوژیک در حیات اجتماعی، اعمال خشونت علیه یهودیان و دگراندیشان، حمایت تودهای مبتنی بر احساسات و قتلعامهای ماشینی، هوسهای توسعهطلبانۀ لجام گسیخته و بالاخره بهراه انداختن جنگ دوم جهانی است.


قانون اساسی

قانون اساسی پایۀ نظام حقوقی و سیاسی جمهوری فدرال آلمان است.این سند در ابتدا به عنوان یک راهحل برای دوران گذار و بهصورت موقت تا ایجاد قانون اساسی سراسری آلمان تصویب شد. ولی با ورود DDR به حیطۀ حاکمیت آن در سوم اکتبر 1990 بهعنوان قانون اساسی برای سراسر آلمان پذیرفته شد. قانون اساسی مبین تاریخ موفقیتآمیز دموکراسی در آلمان بعد از حاکمیت ناسیونال سوسیالیسم و یک شانس تاریخی برای این کشور محسوب میشود.


قرارداد دو بهعلاوهی چهار

منظور قرارداد "تنظیم نهایی امور آلمان" در مورد مسابل مربوط به سیاست خارجی آلمان متحد مورخ 12 سپتامبر 1990 است که بین دو کشور آلمان و چهار قدرت پیروز جنگ جهانی دوم (فرانسه، بریتانیای کبیر،اتحاد شوروی و ایالات متحده) در مسکو منعقد شد. در این قرارداد استقلال کامل آلمان مجددا برقرار گردید.مرزهای کشوری آلمان با صرفنظر کردن آن از ادعاهای سرزمینی برای همیشه بهرسمیت شناخته شد.


معجزۀ اقتصادی

عبارت "معجزۀ اقتصادی" نامی است که بر بازسازی سریع اقتصادی در جمهوری فدرال آلمان بعد از جنگ جهانی دوم نهاده شده است. از ویژگیهای آن نوسازی واحدهای تولیدی براساس آخرین دستاوردهای فنی، بهگردش انداختن مارک آلمان و همچنین کمکهای بیدریغ مالی ایالات متحده امریکا در چارچوب "طرح مارشال" است. در پایان دهۀ پنجاه آلمان بهیکی از قدرتهای بزرگ اقتصادی جهان تبدیل شده بود.


ناسیونال سوسیالیسم

ناسیونال سوسیالیسم از جنبشی ناسیونالیستی و خلقی – ضد سامی سربرآورد که از سال 1920 در حزب ناسیونال سوسیالیستی کارگری آلمان ((NSDAP متشکل شده بود. عناصر اصلی ایدئولوژی ناسیونال سوسیالیستی را نژاد پرستی، بهویژه بهصورت ضد سامیگری و تبلیغ نژاد آریایی بهعنوان نژاد برتر، داروینیسم اجتماعی با توجیه حفظ سلامت نسل و مرگ داوطلبانه، خودکامگی و رد دموکراسی، "موضعگیری خلقی" بهمعنای پذیرش اصل اطاعت از رهبر، میلیتاریسم، ناسیونالیسم افراطی و ایدئولوژی "جامعۀ مبتنی بر مشخصات یکسان بیولوژیک"، سیاست امپریالیستی مبتنی بر "ایجاد فضای حیاتی" و همچنین صحنهسازیهای تبلیغاتی برای ایجاد پایۀ تودهای تشکیل میدادند.


هاینریش آگوست وینکلر

مورخ و از سال 1990 بهاینسو استاد تاریخ معاصر در دانشگاه هومبولد برلین، از جمله مورخان برجستۀ آلمان است. او با اثر خود تحت عنوان "مسیر طولانی بهسمت غرب" معروفیتی جهانی یافت.


هولوکاست

هولوکاست به قتل عام سیستماتیک، با سازماندهی تمام و کمال بوروکراتیک و اجرای دقیق ماشینی شش میلیون یهودی اروپایی اطلاق میشود. اقوام سینتی و روما، همجنسگرایان و سایر افرادی که توسط نازیها "عناصر نامطلوب" تلقی شده و یا "جان آنها بیارزش بود" نیز در این قتل عام جان خود را از دست دادند. انسانها طی یک برنامۀ تصورناپذیر نابود کننده در کارخانههای "مرگ" و اردوگاههای کار اجباری استثمار شده، مورد آزار قرار گرفته، تحقیر شده و بهقتل رسیدند. تبلیغات وسیع برای جا انداختن ایدئولوژی نژادپرستانه و ضد سامی، سلب تدریجی حقوق یهودیان همراه با سلب حق مالکیت و وادار ساختن آنان بهسکونت در محلهای خاص پیشدرآمد این قتل عام بود. در جریان اجرای هولوکاست بهغیر از ارگانهای دولتی، نخبگان قوای مسلح، بانکها، علوم و پزشکی نیز به طور مستقیم و غیرمستقیم مشارکت داشتند.


ویلی برانت (1992 – 1913)

این سیاستمدار سوسیال دموکرات از 1969 تا 1974 صدراعظم جمهوری فدرال آلمان بود. برانت بهخاطر موفقیتهایش در سیاست مربوط بهشرق که مبتنی بر تشنجزدایی و ایجاد توازن با کشورهای شرق اروپا بود ("سیاست گامهای کوچک") در سال 1971 برندۀ جایزۀ صلح نوبل شد. او با سیاست تشنجزدایی در ایجاد کنفرانس امنیت و همکاری در اروپا (KSZE) سهم داشت.


کلیسای پائول 1848

"انقلاب مارس" آلمان بین مارس 1848 و تابستان 1849،همآنند آنچه که در بخشهای بزرگی از اروپا اتفاق افتاد، جنبشی بورژوا دموکراتیک و ملیگرا بود. این جنبش اولین تلاش برای ایجاد یک حکومت آزاد، دموکراتیک، متحد و ملی در آلمان بود. "انقلاب آلمان" بهایجاد دولتهای لیبرال و برگزاری انتخابات برای تشکیل مجمع ملی مؤسسان منجر شد که در کلیسای پائول در فرانکفورت/ماین جلسۀ خود را تشکیل داد. در ژوئیۀ 1849 این جنبش توسط نیروهای نظامی شاهزادگان آلمانی با خشونت سرکوب شده و مناسبات قدیمی مجددا حاکم گردید.


کنراد آدنائر (1967 – 1876)

این شخصیت دموکرات مسیحی اولین صدراعظم جهموری فدرال آلمان بود و از سال 1949 تا 1963 ریاست دولت را بهعهده داشت. او با پیگیری سیاست گرایش بهغرب شرایط را برای ادغام آلمان در جامعۀ بینالمللی ، ناتو و جامعۀ اقتصادی اروپا (EWG) فراهم کرد. از جمله موفقیتهای او صلح با فرانسه و تلاشهایش برای آشتی با اسرائیل بود.