حتی در جهان به شدت فردگرا و متحرک قرن بیست و یکم این خانواده است که افراد برای آن اهمیتی مرکزی قائل اند. خانواده کماکان یکی از مهم ترین نهادهای اجتماعی است. خانواده بالاترین اولویت برای نزدیک به 90 درصد جمعیت است. این نهاد در میان جوانان نیز از ارزش والایی برخوردار است: 72 درصد نوجوانان و جوانان بین 12 تا 26 ساله عقیده دارند که وجود خانواده برای خوش بختی امری ضروری است.
درعین حال تصور از شکل خانواده و ساختار آن در جریان تحولات اجتماعی دست خوش تغییرات زیادی شده است. در یک خانواده ی سنتی زوجی که حاصل یک ازدواج دایمی بودند با یک تقسیم کار دقیق مسئولیت پرورش چند فرزند را به عهده داشتند: پدر خانواده با شغل خود نان آور بود و مادر خانه دار. این «مدل نان آوری» هنوز هم وجود دارد. ولی بیش تر در میان اقشار با درآمد پایین، مهاجران و یا به صورت موقت تا زمانی که کودکان هنوز در سنین خردسالی هستند، اما از اشکال زندگی مشترک غالب محسوب نمی شود.
اَشکال زندگی مشترک تنوع بسیار یافته اند. آزادی انتخاب میان اَشکال مختلف خانواده یا چشم پوشی کامل از آن آشکارا گسترش یافته است. برابری زن و مرد و تغییر در نقش سنتی زنان تأثیری ژرف بر این همه داشته است: امروزه قریب 65 درصد مادران شاغل اند. هم زمان با آن خانواده ها کوچک تر شده اند. شمار خانواده های دارای یک فرزند بیش از خانواده هایی است که صاحب سه یا بیشتر فرزند هستند. فراوان تر از همه خانوادههای دارای دو فرزند هستند. تعداد خانواده های بدون فرزند، به صورت زوج و یا تنها، در حال افزایش است. در سال 2008 از هر پنج زن بین 40 تا 44 ساله یکی بدون فرزند بود.